|
عشق معمولآ عذاب است امامحروم بودن از آن بدترین نوع مرگ است.
|
آمیخته در من
کسی شبیه تو
دستها درگیر
بیشتر بهانه باش
تا چیزی که چه می دانم؟!
یا کسی که چه می دانم؟!
دیر وقت است ...
![]()
![]()
می شود
نه نمی شود
که چه؟
بشود یا نشود
پیاده رو عبور می کند
انگشت گیر دندان
وتو خالی از من
به جیر جیرک ها خواب می خورانی.
![]()
![]()
![]()
![]()
طعم بوسه های الکلی
مثل ول وله چکه اب
درونه تابه
داغم می کند
دست هاپیش می رود
.......................
کال چیدمت که
در من برسی.![]()
تا دست به شانه برسد
چشم ها درگوشی
لب ها زیر چشمی
به وقوع دستانت می نگرد
برای باران
امشب
دوسه پیرهن بیشتر
زیر ناودان کهنه کن
وبگذار خدا اتفاق بیاورد.![]()
خدا به شیوه دستانش
شک دارد
و این من در دیوار
به بزدلی احتیاط
شرطم را باخته ام
به نرده ها.![]()
ادم...
خدا یک وجب مانده به دلهره
ادم را افرید
تونیز
در خشاخش دو تن
بهانه را جنجال کن.![]()
![]()
ایستاده
نمی رسی
سکوتم به عرض شانه هایت قد نمی دهد
برای خواب قالی
فکر دروغی باش
ریشه
به نسب تو گره کور می زند .![]()
برای بوسیدن حدی نیست
دستی برلولا
از چارچوب که بگذری
چفت در وا می افتد و
تو نیستی .
![]()
اینجا هیچکس نمی پرسد
مستقیم چند؟
بگذار جاده از سماجت دکمه ها
هی مچاله شود .
**
به کدام فاصله اکتفا کرده ای؟
که تب نیست لب نیست
خماری چشمانت
کار به گردنم گذاشته
تا دیوانگیت را بار کشم
که بی گدار به لبهایت زده ام
مگر خلاصه می شود ؟
دور تر از خنده هایت دخیل می بندم
ساق هایت منتها
طرز عجیبی می برد مزاج تلخی ام را .![]()
چتر...![]()
بکش
تا در خاکستری نفسهایت
بغض هایم را نقاشی کنم
اوقات تلخی پایه های تخت
طعم گلهای ملافه را
به باغچه همسایه می کشاند
وتو در انحنای سینه های باران
چترت را می بندی .![]()